تاملی در قرآن کریم - سوره آل عمران(1)

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال

اولین سوالی که در این سوره مبارکه ذهن را درگیر می کند این است که 
 آل عمران یعنی چه ؟
این واژه در قرآن کریم فقط یکبار در آیه 33 همین سوره آمده است .
 إِنَّ اللّه اصْطفى آدم ونوحًا وآل إِبْراهیم وآل عمران علی العالمین

معنی آل چیست ؟ 
آیا اینکه مترجمین آل را دودمان ویا پیروان یا امت معنی می کنند درست است؟ 
آیا این معنی توجیه اهل سنت را موکد نمی کند که می گویند آل محمد (ص) نیز یعنی پیروان و امت محمد (ص)...
 و اینکه اهل سنت می فرمایند که پیامبر اکرم (ص) فرمود صلوات ابتر نفرستید یعنی مرا با امتم یاد کنید و ...

آیا آل به معنای خانواده و فرزندان است؟ 
چگونه تنها حضرت مریم (س) و حضرت عیسی (ع) یعنی فقط دو فرد بدون ادامه نسل آل یا امت محسوب می شوند ؟

اینکه بعض مفسرین عمران را پدر حضرت موسی (ع) می دانند،
 آیا آل عمران همان آل موسی (ع) است ؟

زیبایی وحکمت کلام خداست که،
 ماهها درگیر چیستی کلمه "آل عمران" شوی،
 تا آیه مباهله بفرماید؛
زنانتان و نفسهایتان...
 درحالیکه یک زن و یک مرد وارد میدان اثبات حقانیت دین خدا شوند ...
تاآیه تطهیر بگوید؛
 این یک زن و این یک مرد وخانواده او اهل هستند پیامبر خدا را ...

ودر لغت نامه خود اهل سنت بخوانی که 
آل در لغت همان اهل است ،
و به عبارتی آل واژه مقلوب لفظی اهل است
 وآل یا اهل کسانی هستند که 
نسبی یا دینی یا چیزی محکمتر از آن، 
آنها را با یکدیگر جمع و مربوط و پیوسته کند و
 مهمترین فرق میان آل و اهل این است که 
واژه آل مخصوص اعلم و معروف است و
 به شریف‌تر و با فضیلت‌تر‌ها اضافه می‌شود مثل آل الله و آل النبی..

و اینکه قرآن می فرماید ابراهیم امت بود؛
یعنی حتی یک نفر نیز می تواند آل عمران باشد...
 یک نفر مانند حضرت مریم...
 زیرا اصطفاء مریم اصطفاء بخصوصى است که
 خداوند اعجاز خویش را در وجود او آشکار کرد 
 وَ جَعَلنها وَ ابنَها ءَایَةً لِلعلَمین (سوره انبیا )

برخی مفسران جهت جور کردن معنای آل که باید امتی باشند و یا جمعی وگروهی ...
عمران را پدر حضرت موسی( ع) می دانند بر اساس متون عهد عتیق ...
اما در ادامه سوره آل ‌عمران سخن از مریم است و پدر موسی با سیاق آیات تناسبی ندارد و 
 در هیچ آیه ای از قرآن، از پدر موسی به عمران تعبیر نشده است؛
 ولی در مواردی از پدر مریم با نام عمران یاد شده؛ واختصاص آل عمران به آل ابراهیم نیز بواسطه مریم است.
و  
  نام پدر حضرت امام علی (ع) در تورات ، عمران است.
(روض‌الجنان، ج‌4، ص‌284.)

آیه 35 
هنگامی که همسر عمران گفت:
 پروردگارا! من آن‌چه دربطن دارم را برای تو نذر می‌کنم تا آزادشده‌ی تو باشد،
 پس از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی...
 پس پروردگارش اورا به "بهترین وجه "پذیرفت و به" بهترین وجه "پرورش داد...
فرزندش را برای خدا نذر کرده بود:
انّی نذرتُ لک ما فی بطنی محرّراً. 
گفته بود برای تو آزادش می‌کنم، برای بندگی تو که فقط خدمتِ تو را بکند.
زیبایی صداقتِ کلامِ مادری که تنها کودکش را - هنوز نیامده – نذر خدا می‌کند...
همیشه وقتی از کنارِ این آیه می‌گذرم صلابت و صداقت کلمات مادرِ مریم (س) لبریزم می‌کند.
از خدا خواسته بود نذرش را قبول کند.
خدا امّا نه نذر مادر را که" خودِ مریم" را قبول کرده بود؛
آن هم به بهترین وجه؛
بقبولٍ حَسَن.
و پرورش او را خودش به عهده گرفته بود؛
اَنبَتَها نَباتاً حَسناً...
وقتی خدا کسی را قبول کند، خودش عهده‌دارِ تربیتِ او می‌شود.

آیه 46 
وَیُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِینَ
آیه فعل تکلم به شکل مضارع است ودلالت بر دوام و استمرار دارد.
یعنی حضرت عیسی (ع) تنها یکبار در کودکی با مردم صحبت نکرد،
 بلکه در طفولیت و در گهواره بسیار با مردم صحبت می کرد.

وَ یُکَلِّمُ النّاس
َ فِی الْمَهْدِ
 وَ کَهْلاً وَ ...
از آیه برمی آیدکه حضرت عیسی(ع) در دو دوره زندگی می کند؛
 فی المهد و کهلا.
 و در هر دو دوره افعال عظیم و عجیبی خواهدداشت.
 یعنی تکلم عیسی(ع) در پیری، 
باید همانند تکلم ایشان در گهواره،
 عجیب و معجزه گونه باشد،
 چرا که خداوند این دورا کنار یکدیگر آورده؛ 
و یکلم الناس فی المهد و کهلا، 
پس نباید فعل ایشان را در پیری، 
فعلی عادی و معمولی تلقی نمود!

صرف صحبت کردن آنهم در میانسالی و... عنصر گرانبهایی نیست که 
خداوند بخواهد خاصا مطرح کند،
 اگر بخواهیم "و یکلم الناس فی المهد و کهلا "رادرک کنیم
باید آن را مانند آیه"وَ یُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ"معنا کنیم. 
تکلم عیسی(ع) در دوران المهد و
 دوران کهلا
 باید با هم تناسب داشته باشد که
 خداوند هر دو را با هم و در ارتباط با هم در آیه آورده است،

این مقطع «کهلا» چه زمانی می تواند باشد؟! 
اگر تکلم عیسی(ع) در "المهد"
دعوت، انذار، تبشیر و
 حرکت دادن مردم به سمت حق باشد ،
باید تکلم در کهلا هم اینگونه باشد .

زندگی حضرت عیسی(ع) ‌ازبدو تولد ،
سبقت در نشئات‌ آینده بود،
 رفعت بود و
 خداوند ایشان را رفعت می دهد به آسمانهایی که از جنس برزخ است. 
یعنی ایشان حدود دو هزار سال است که در ادامه "سیر در رفعتش" می باشد،
 ‌این سیر ادامه دارد تا ظهور امام زمان(عج)،
 که حضرت عیسی (س) به زمین می آید و جامعه(النّاس) را بهمراه خودش به سوی سرزمینهای آینده سیر می دهد،
در دو هزار سال قبل و
 در زمان ظهورنیز عالم را حرکت می ‌دهد، 
عالم را رفعت می ‌دهد، 
تکلم دارد با مردم!
 یعنی عیسی(ع) نور کلمه را به صورت قوای عظیم الهی بکار میگیرد...

آیات و روایات هم بر این موضوع دلالت دارند!
مثلا:
 عن ابی‌عبدالله(ع) عن آبائه(ع) قال الحسن بن علی(ع) فیما ناظر بهد ملک الروم: 
کان عمر عیسی ع فی الدنیا ثلاثه و ثلاثین سنه ثم رفعه الله الی السماء 
و یهبط الی الارض بدمشق و هو الذی یقتل الدجال؛ ... 
عمر عیسی(ع) در دنیا سی و سه سال بود، 
سپس خداوند او را به آسمان رفعت داد(بالا برد)
 و بر می گرداند به زمین در دمشق و او کسی است که دجال را می کشد.
( بحار ج 14 ص 247 ح 27و ص 249 ح 37و معجم الاحادیث الامام المهدی(عج) ح 694.)

(ابن زید) «قد کلمهم عیسی فی المهد و سیکلمهم إذا قتل الدجال و هو یومئذ کهل»؛ 
به تحقیق که عیسی(ع) در گهواره با آنها تکلم نمود و
 بزودی با آنان تکلم خواهد کرد به هنگامی که دجال را بکشد ...
( معجم احادیث امام مهدی ج5  و تفسیر الطبری : ج 3 ص 188 و الدر المنثور : ج 2 ص 25 و  تصریح الکشمیری : ص 291.)

زاهد آن است که آخِر ببیند 
و اهل دنیا آخور ببیند.  

امّآ آنها که  اخصّند و عارفند، 
نه آخِر ببینند و نه آخور. 
اینان در
 " اَینما توَلوا فثمَّ وجه الله "
 گرفتارند.

فیه ما فیه

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها